بسیار دیده می شود که معاندین دین مبین اسلام در ادعاهای خود از برخی منابع بهره می برند در حالی که به آن منابع حتی کوچک ترین اطلاعی ندارد . یکی از این کتب کتاب تاریخ طبری می باشد
دوستانی که با ملحدین و اسلام ستیزان برخورد داشته اند می دانند که بسیاری از ملحدین و اسلام ستیزان به محض اینکه به آنها می گوییم سند تاریخی ادعای خود را بیاورید ، فورا جلد و صفحه ایی از تاریخ طبری را در پیش روی ما قرار می دهند .
ما در این نوشتار به بیان نکاتبی در باره این کتاب می پردازیم .
آيا روز، ماه، و سال ميلاد مسيح -عليه الصلاة والسلام- مشخص است .... ؟
آیا عیسی علیه السلام در چنین روزی به دنیا آمده است ... ؟
آیا دانشمندان مسیحی بر تاریخ میلاد مسیح اتفاق نظر دارند ... ؟
آیا تاریخ میلاد مسیح تاریخی مبتنی بر ادله ی محکم وثابتی است ... ؟
آیا واقعا میلاد مسیح در فصل زمستان اتفاق افتاده است ... ؟
آیا در کتاب مقدس مسیحیان زمان میلاد مسیح مشخص است ... ؟
آیا شروع تاریخ میلادی تاریخی دقیق می باشد ... ؟
همه می دانیم که کریسمس نزد نصاری عید میلاد مسیح است ...
اغلب نصاری اروپای غربی بر این باورند است که میلاد مسیح در روز 25 دسامبر اتفاق افتاده است، این در حالی است که نصارای اروپای شرقی روز 7 ژانویه را روز میلاد مسیح می دانند.
در مقاله ی پیش روی شما نیم نگاهی به این قضیه انداختیم. (در ادامه مطلب)
سوال : آيا تبريك گفتن فرد مسلمان به مناسبت فرا رسيدن سال ميلادى و مولودى جائز هست يا نه؟
تبریک گفتن عید کریسمس یا دیگر عیدهای دینی آنها به اتفاق حرام است. ابن قیم «رحمة الله علیه» در کتاب احکام اهل ذمه (1/441) این مطلب را نقل کرده است و میگوید:
تبریک گفتن شعائر مختصّ کفار، به اتفاق حرام است، مانند: تبریک عید و روزهیشان که بگوید عید بر شما مبارک! و یا این عید بر شما مبارک باد! و مانند اینها.
اگر گوینده این (تبریک) از کفر سالم بماند، این عمل از محرمات است، چنین تبریکی به منزلهی تبریک بخاطر سجدهی بر صلیب است، حتی گناهش در نزد الله بزرگتر و دشمنیاش بر الله سختتر، از تبریک گفتن بخاطر شرابخواری، قتل، زنا و.... است.
بسیاری از کسانی که از دین آشنایی ندارند مرتکب این چنین گناهانی میشوند درحالیکه از زشتی عملش بیخبر است و اگر کسی بر انجام دهنده ی گناه، بدعت یا کفر تبریک بگوید، خودش را در معرض خشم و غضب الله تعالی قرار داده است.
تبریک اعیاد دینی کفار، حرام است وآنچه را که ابن قیم ذکر کرده است مؤید همین مطلب است، چون تبریک گفتن نوعی اقرار بر شعائر کفر و تأیید (و رضایت) وی به نفع عقیده آنان است، هر چند قلباً چنین کفری را برای خود نپسندد، اما برای فرد مسلمان حرام است که شعائر کفر را بپسندد یا آنها را به کسی دیگر تبریک بگوید، چون الله تعالی این را نمیپسندد و...
الله تعالی میفرماید: « إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّـهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ ۖ وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ ۖ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ .... » ﴿سوره مبارکه زمر آیه 7﴾
(اگر کفران [نعمت] کنید الله از شما بینیاز است و هرگز کفر را برای بندگانش نمیپسندد و اگر شکر او را به جا آوریدآن را برای شما میپسندد).
والله میفرماید: « ... الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا .... » ﴿سوره مبارکه مائده آیه ٣﴾
(امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین [جاودان] شما پذیرفتم).
تبریک گفتن عید به آنان چه با فرد مسلمان همکار باشند یا نباشند؛ حرام است. حتی اگر اعیادشان را به ما تبریک گفتند ما نباید جواب تبریکشان را بدهیم؛ چرا که از اعیاد ما نیست و عید آنها عیدی است که مورد تأیید الله تعالی نیست، چرا که این عیدها یا در دینشان نبوده لذا بدعت است و یا مشروع بوده و به وسیله دین اسلام که الله تعالی محمد صلی الله علیه وسلم را با آن برای تمام بندگان مبعوث کرده، منسوخ گردیده است.
و در این رابطه الله تعالی میفرماید: « وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ »﴿سوره مبارکه آل عمران آیه ٨٥﴾
(هر کس جز اسلام دینی برای خود انتخاب کند از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است).
به این ترتیب برای فرد مسلمان اجابت دعوتشان به این مناسبت حرام است چون این عمل از تبریک گفتن به آنها بزرگتر است چرا که مشارکت با آنها [در این عمل ناجایز] است و هم چنین بر مسلمان تشبیه به کفار در برگذارکردن جلسات به این مناسبتها یا رد و بدل کردن هدایا یا توزیع حلوا، غذا دادن، تعطیل کردن کارها و... حرام است، به دلیل این که پیامبرالله صلی الله علیه و آله و صحبه وسلم میفرماید: «مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ فَهُوَ مِنهُم»: (هرکس خودرابه قومی تشبیه کند ازآنها است).
ابن تیمیه رحمه الله در کتاب «اقتضاء الصراط المستقیم، مخالفة اصحاب الجحیم(ص(219)) میگوید: «مشابهت به آنها در بعضی از اعیادشان موجب شادی و سرورآنان در عمل باطلشان میگردد و...»
حتی چه بسا که آنها را به طمع بیاندازد تا فرصت را غنیمت بشمارند و ضعفا را به ذلت بکشانند، هر کس چیزی از این گونه اعمال را انجام دهد گناهکاراست فرقی ندارد که به خاظر سازش، دوستی، از روی شرم یا دیگر اسباب باشد. چون این سازش با کفار در دین است و از اسباب تقویت روحی کفار است و موجب افتخار کردن به دینشان میگردد.
از الله میخواهیم که مسلمانان و دینشان را عزت دهد، به آنها توفیق ثبات در دین و یاری علیه دشمنانشان را عنایت فرماید که او قوی و عزیز است.
شیخ ابن عثیمین- مجموع فتاوای و رسائل(ج 3 ص 44)
![]()
سکولاریسم و دمکراسی دو ایدئولوژی غیر دینی و غیر اسلامی هستند که ساخته ی دست بشر است. بنابراین نه دمکراسی و نه سکولاریسم هیچکدام مورد تایید شرع نیستند و بر تمامی مسلمانان واجب حتمی و قطعی است که بر آندو برائت جویند.
سکولاریسم به معنی جدایی دین از سیاست است و این شعاریست که از کشورهای غربی برآمده است و برطبق این تفکر می بایست دین را از حکومت و اداره جامعه جداکرد و براساس این نظریه دین توانایی اداره حکومت و جامعه بشری را ندارد. البته این امر در مورد ادیان کسانی که این نظریه را مطرح کرده کاملا صادق است زیرا دین آنها دین تحریف شده ای است که همراه با تغیرات بشری و خرافات است و لذا نشات گرفتن چنین ایده ای در جوامعی که دارای دین تحریف شده و همراه با خرافاتی هستند مانند یهود و مسیحیت و یا بودائی و دیگر ادیان باطل دور از ذهن نیست و خرده ای بر آن نمی شود.
داستان جالب مناظره ی امام باقلانی با علمای مسیحی
روزی یکی از پادشاهان مسیحی نامه ای به سوی پادشاه مسلمانان فرستاد و از او خواست که یک عالم مسلمان را برای بحث و مناظره با عالمان مسیحی به نزدش بفرستد. وی ابوبکر الباقلانی را فرستاد. زمانی که وی به آن جا رسید؛ به او گفتند: اگر می خواهی به نزد پادشاه بروی باید به قوانین و شروط ما احترام بگذاری.
متن کامل گفتگو را در ادامه مطلب بخوانید ...
چرا در دین اسلام دیه مرد دو برابر زنه این عدالته؟
چرا یک مرد میتونه تا چهار زن بگیره ولی یک زن نباید غیر از یک شوهر داشته باشه؟
این عدالته؟
چرا شاهد بودن یک فرد راجب به یک مسعله دو زن مساوی با یک مرد هست؟
به این میگی عدالت؟
پاسخ ها نغز و تامل برانگیز این سوالات و سوالات دیگر در ادامه مطلب
باگوان راجینش اوشو با یک سری تفکرات و اعتقادات خاصی باعث شده تا شهرتی نسبی در میان مردمان جاهل و بیخبر از حقیقت پیدا بکند. اوشو در حقیقت با انکار مقدسات ادیان و همچنین مسائل رایج و بدیهی در میان همه عقلای عالم، تلاش کرده مریدانی را دور خود جمع کند. با کمی مطالعه و تحقیق درباره شخصیت کلی اوشو به این نتیجه میرسیم که او همانند بسیاری از همفکرانش در دوران کودکی، نوجوانی، و جوانیش دچار یک سری کمبودها و بیمهریهایی بوده است. و همین کمبودها و بیمهریها در دوران بزرگسالی بهصورت نوعی عقده شهرتطلبی در او به بروز رسیده است.
اوشو داری عقاید و تفکرات بسیار حیرتانگیز و تعجبآوری است، به طوریکه خود را مدعی صاحب نظری در هر مسئله و موضوعی میداند. در ادامه به برخی از افکار و عقاید راجینش اوشو میپردازیم.
قدرت پلید و مرموز شیطان همواره از آغاز زندگی بشر توهم زا وترس آفرین بوده است و برخی از انسانهای ابتدایی برای آسودگی از شر او به تکریم و تقدیسش میپرداختند، تا به امروزکه در مدلهای نوین و در قالب آئینهایی با ایدئولوژی خاص سر برآورده و به اسم شیطان پرستی در دنیا مطرح شده است.
سیر پیدایش شیطان پرستی از آغاز تا کنون را در سه مرحله و عنوان کلی بدوى، قدیمی و مدرن میتوان نام برد که که پیرامون آنها مطالبی عنوان خواهیم کرد .
مطلبی که در ادامه خواهد آمد ،مطالبی حقیقی و از واقعیت های جامعه امروز ما و از عمده معضلات و انکارات جامعه ما در اثر جهل و بی سوادی حاکم بر آن مبتنی بر تهاجم فرهنگی تسلط یافته بر جامعه ماست ...
تبریک کریسمس و ولنتاین و مناسبتای غربی میشه با کلاسی!
تبریک عید قربان و فطر شد عرب پرستی!
سفر مکه کسی بره، میگن چرا پولشو ندادی فقرا !
ولی از سفر تایلند و آنتالیای خوش که نمی گذره، میگه بالاخره آدمیزاده تفریح هم لازم داره !
امروزه بدعت ها و انحرافات صوفیه بر کسی پوشیده نیست و اين شناخت و آشنایی و آشکارشدن حقیقت صوفیه با مطالعه آثار و کتب بزرگان صوفي حاصل شده است و این امر سبب شده است که مومنان و خصوصا جوانان مسلمان از اين فرقه منحرف دست بکشند و آنرا عين خرافات بدانند والحمدلله .
ما هم به نوبه خود در اینجا تعدادی از انحرافات و گمراهی های صوفیه و اهل متصوفه را که در کتبشان نقل گردیده ذکر و بیان می داریم تا حقیقت آنان بیش از پیش آشکار گردد .